باستانشناسی شمال غرب ایران( آذربایجان)

بررسی حفاریها و تحقیقات باستانشناسی منطقه آذربایجان

باتوجه به وجود نقشه های تاریخی از گذشته تا کنون نام بناب در قبل از دوره پهلوی به صورت لاتین «Binab» و به صورت عربی «بی ناب » آمده است.

 

این نقشه ها صرفا جهت مطالعه تاریخی برای محققین ارائه گردید.

دو نقشه تاریخی:

1- 1855_Colton_Map_of_Turkey,_Iraq,_and_Syria_-_Geographicus_-_TurkeyIraq-colton-1855

2 - نقشه دیگر از سایتهای اینترنتی

 

 

برای مشاهده اصل نقشه ها به ادامه مطالب مراجعه فرمایید

عکس ها را ابتدا به مسیر مورد نظر خود ذخیره نمایید تا بتوانید مشاهد فرمایید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 18:44  توسط کاظم نژند  | 

پالچیق دیرک

جمع آوری وتنظیم: حسن کاظم نژند، کارشناس باستانشناسی

هدف از نوشتن این مقاله معرفی یک روش سنتی قدیم آبیاری در بناب می باشد. پالچیق دیرک نوعی منجنیق است که با استفاده از آن می توان آب را از چاه به بالا کشید و میزان آبی که با این روش استخراج می شود بسیار بیشتر از روشهای سنتی دیگر می باشد.

پالچیق دیرک که در چند دهه قبل از متداول ترین روشهای آبیاری بناب به شمار می رفت رفته رفته به سبب پیشرفت فنون و تکنولوژی آبیاری جدید جای خود را به این روشهای مدرن جدید سپرد و دیگر آن کاربرد گذشته خود را از دست داد. تنها نمونه ای که از پالچیق دیرک در عصر حاضر موجود می باشد نمونه ای است که به همت و تلاش مدیریت و کارکنان امور آب بناب آقای مجتبی آقاپور و رئیس سابق اداره میراث فرهنگی در پاییز سال 1385 بناگردیده است.


اهداف ساخت این اثر:

حفظ و پاسداشت آثار نیاکانمان در امر بهره برداری از منابع آبهای زیرزمینی- ارج نهادن به تلاشها و سخت کوشیهای مردمان این مرز و بوم که آبادانی و سرسبزی این منطقه را تداوم بخشیده اند- آشنایی نسل جوان با خلاقیتها، تلاشها و ابزارآلات مورد استافاده در این روش – برقراری ارتباط عملی و معنوی نسل گذشته با نسل فعلی و آینده – نشان دادن روحیه مشارکت و تعاون و تلاش افراد در بدست آوردن آب

 این اثر هم اکنون در حیاط امور منابع آب شهرستان بناب قرار گرفته است و چون یک موزه آب کوچکی مورد بازدید علاقمندان می باشد. سازنده یا سازندگان این طرح دارای فکری حسابگر بوده اند، به طوری که بزرگی و کوچکی سطل یا تولوق در میزان آبدهی یا وزنه سنگی، در سرعت عمل و ... مؤثر بوده  و همه این موارد باید قبل از ساخت، محاسبه و انتخاب شوند.

مزایا و معایب این روش:

یکی از بزرگترین مزایای این طرح میزان آبدهی آن نسبت به طرحهای دیگر بود که در برخی موارد این میزان را برابر یک پمپ دو اینچ امروزی بیان می کنند، دومین مزیت اینکه همه قطعات آن به سهولت از طبیعت تهیه می شد و برای آبیاری باغات، بوستانها، گرمابه ها و شرب و بهداشت کاربرد داشت است و مزیت دیگر اینکه در یک زمان مشخص همه خانواده در کنار منجنیق جمع می شدند، جهت رسیدن به بک یک هدف مشترک و این کار باعث ایجاد روحیه تعاون و همکاری بین اعضای خانواده شده و رقابتی سالم در بین افراد جوان خانواده ایجاد می کرد و باعث استحکام خانواده می گردید.

از معایب این طرح می توان به سختی و طاقت فرسا بودن کار با این روش اشاره کرد، از جمله سقوط افراد بی تجربه از بالای محور اصلی که امری معمولی به شمار می رفت و در مقابل افرادی نیز بودند که به سبب کسب مهارت بالا بدون کمک گرفتن از چوب و طناب کمکی به راحتی بر روی محور اصلی حرکت می کردندو در نتیجه مزایای طرح به قدری چشمگیر است که می توان از معایب ان چشم پوشی نمود.

روش بهره برداری از پالچیق دیرک

این سازه بیشتر در مناطقی که سطح آب زیرزمینی آنها بالا بود کاربرد داشت به بیان دیگر سطح آب چاه نباید از شش متر پایین تر باشد، طبق الگوی ذکر شده گردانندگان این دستگاه حداقل دو نفرند که باید از از سلامت کامل جسمی برخوردار باشند و روش کار به این صورت است که نفر اول که بر روی زیرپاییها قرار دارد سولوق را بطرف چاه فشار می دهد در همین حین نفر دوم از پله ها بالا رفته با پر شدن سطل بر روی محور اصلی قرار می گیرد و بطرف وزنه سنگی شروع به حرکت می کند، با سنگین شدن طرفی که وزنه سنگی قرار دارد سطل بالا آمده و توسط نفر آبکش در ابرویی که تعبیه شده خالی می شود، دراین موقع نفر کمکی نزدیک زمین است و می تواند به راحتی پیاده شده و برای تکرار عملیات به سرعت بالای پله ها برود، میزان دبی خروجی در هر نوبت 50 -40 لیتر و در هردقیقه 120 – 150 لیتر می باشد و مسافت جریان اب تا 500 متر نیز می رسید.  در بعضی موارد چون فشار کار روی نفر کمکی زیاد بود از دو نفر برای این کار بهره می بردند، این کار باعث تسریع در عملیات بهره برداری هم می شود. برای حفظ جان نفر یا نفرات کمکی از خطر سقوط از بالای محور اصلی از یک طناب و چوب بهره می بردند، البته لازم به ذکر به ذکر است بهره برداران به قدری مهارت در کار می یافتند که نیازی به طناب و چوب کمکی پیدا نمی کردند. بهره برداران می توانستند برای سهولت در کار و با توجه به قدرت بدنی خود قطعات دستگاه را تغییر دهند. در ضمن این وسیله فقط کاربرد کشاورزی نداشت و در موارد مختلف از جمله برای پر کردن خزینه حمامها و پر کردن آبشخور دامها و... کاربرد داشت. لازم به ذکر است که کار با این وسیله به قدری طاقت فرسا بود که در هنگام کارهمه خانواده و اقوام، بسیج می شدند و شاید اغراق نباشد بگوییم که نوعی جشن طایفه ای برگزار می شد چون اگر آب بطور مداوم جریان نداشت، آبی که ریخته می شد در زمین نفوذ کرده و جریان نمی یافت و امکان آبیاری زمینهای دور از چاه غیرممکن بود زیادی افراد هم از این بابت ارزشمند بود، در این میان به فراخور جمع یکی از بهره برداران شروع به خواندن اشعاری به زبان مادریشان ترکی می نمودند. معمولاً این کار به عهده پیرمردهای جمع بود. اشعار انتخاب شده با صدای دلنواز خواننده اشعار بر گرمی کار می افزود و روحیه ای مضاعف به بهره برداران می داد. در بعض موارد امکان داشت این کار یک الی چند روز طول بکشد به همین دلیل سایه بان یا خانه باغی در کنار پایه خشتی بنا می شد جهت استراحت و تجمع افراد و صرف غذا. برای کم کردن فشار عملیات بر روی کاربران تنوع در کار امری اجتناب پذیر بود از این جهت با طریقه ها و سلایق مختلفی از این وسیله بهره می بردند از جمله بستن طنابی به آخر محور اصلی و کشیدن آن توسط کاربر سوم مقداری از فشار کار کاسته و به سرعت آن می افزود. کشیدن این طناب روش و مهارت خاصی می طلبید، بدنی فرز می خواست که به سرعت از زیر محور اصلی خارج شده و باعث وقوع  حادثه برای خود و دیگران نشود، این نوع بهره برداری با وجود خطرناک بودن طرفداران پرو پا قرصی داشت که به قدری در کار خود مهارت داشتند که بعضی مواقع برای ایجاد تنوع در کار و بالا بردن روحیه دیگر بهره برداران چشم بسته وظیفه محوله را انجام می دادند.

قسمتهای تشکیل دهنده پالچیق دیرک:

1-پایه خشتی پله ای: این پایه به عنوان پی و اساس منجنیق به شمار می رود، و عبارت از سلزه ای خشتی است به طول تقریبی(در سطح زمین) 4 متر و عرض 70 سانتیمتر و ارتفاع 5 / 3 متر که یک طرف آن بصورت پله ای بنا می شد، این پایه در کنار چاه آب بنا شده و معمولاً در کنار آن سایه بان یا خانه باغ هم جهت صرف غذا و استراحت افراد ساخته می شد.

2-محور اصلی یا منجنیق ترازو: این محور چوبی بوده و بر روی پایه نگهدارنده به طریقی که در الگو مشخص شده توسط یک چوب چهار تراش که به محور اصلی منجنیق چسبیده است، قرار می گیرد.

3-پایه نگهدارنده یا تپان یا هنچه جووا: عبارت از چوب یا آهنی بود در حدود 5/1 متر که یک متر آن داخل پایه خشتی، و نیم متر خارج پایه(موازی یا پله ها) قرار می گرفت که اساس منجنیق روی آن قرار می گرفت.

4- سولوق: چوب نسبتاً باریک و درازی است که بر سر محور اصلی منجنیق بصورت عمود بر چاه آب بسته می شود.

5-وزنه تعادل یا چتیک: این وزنه معمولاً از سنگ بوده به شکل آسیاب دستی،وسط آن سوراخ، که در ته محور اصلی منجنیق قرار می گیرد و مهمترین کار این وزنه کم کردن فشار بر روی بهره برداران می باشد.

6- پیم وزنه: در آخر محور منجنیق، میله ای عمود بر آن(حدود 30 سانتیمتر) جهت قرار گرفتن وزنه سنگی روی محور منجنیق تعبیه شده است.

7- میله نگهدارنده ترازو: میله ای است ترجیحاً فلزی که روی پایه نگهدارنده منجنیق تعبیه می شود و بوسیله آن محور منجنیق بر روی پایه سوار شده و عمل علا کلنگی راحتتر صورت می پذیرد.

8- قلاب سطل یا هاچا: وسیله ایست (V) شکل که از چوب یا فلز تهیه می شود، که بر انتهای سولوق بسته می شود تا سطل آب از آن آویزان شود، دهانه باز آن را با طنابی می بستند تا سطل داخل چاه نیفتد.

9- سطل یا تولوق: معمولاً از جنس چرم بوده، به شکل(U) تهیه می شد، دهانه آن را با جاگذاری یک پروفیل فلزی به صورت دایره، همیشه باز نگه می داشتند تا چاه آب، به راحتی پر شود و در زیر آن دسته یا قلابی می دوختند برای خالی کردن راحت آب.

10-طناب: توسط این طناب که معمولاً از چرم بافته شده و خیس خورده بود چوب سولوق به منجنیق بسته می شد و در دیگر موارد هم اگر نیازی به اتصال قطعات به همدیگر بود از آن بهره می بردند.

11- چوب یا کل اوشان و طناب کمکی: برای پیشگیری از بروز حوادث، بخصوص خط سقوط بهره بردار کمکی، از یک طناب و یک چوب، کمک می گرفتند، به این طریق که بهره بردار با یک دست طناب و با دست دیگر چوب را گرفته و به آن تکیه میکرد و روی محور اصلی به راحتی حرکت می کرد.

12- زیرپایی: معمولاً به فاصله نیم الی یک متر از دهانه چته دو عدد تیر چوبی یا فلزی قرار می دادند تا شخص آبکش روی آن قرار گرفته و آب را راحتر در آبرو خالی کند این زیر پاییها باید طوری تعبیه می شد که تردد سطل را دچار مشکل نکند.

با تشکر ازهمکاری مدیریت امور منابع آب شهرستان بناب آقای مهندس آقاپور ودوستان عزیز: آقایان بهمن حدادی  و امیر تقی پور

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 11:42  توسط کاظم نژند  | 

هنر مسگری بناب و آینده مبهم آن

فلز مس به خاطر سهولت ضربه پذیری و حالت پذیری و نیز فراوانی در طبیعت بعد از فلز آهن به عنوان پر کاربرد ترین فلز مورد استفاده بشرقرار گرفته است. ساخت ظروف مطبخ و اشیاء تزئینی و ... از کاربردهای متداول آن بوده است که امروزه این اشیاء قدیمی زینت بخش موزه ها گردیده اند. سابقه استفاده از مس در طول تاریخ به حدود 10000 سال قبل بر می گردد. در دوره ماقبل تاریخ انسان نحوه استخراج آن را آموخت و شروع به ساخت تزئینات و ابزارآلات از آن نمود. در حدود 5000 سال فلز مس تنها فلز شناخته شده بشر بود و بعد از فلز طلا اولین عنصر مورد شناخت بشر می باشد و ابزارآلات مسی قدمتی در حدود 5000 سال قبل از میلاد را نشان می دهند.

این فلز در دوران اسلامی نیز کاربردهای فراوانی یافت. ساخت ابزارآلات و ظروف مطبخ ، اشیاء تزئینی و ... به خاطر فراوانی و نیز ارزان قیمت بودن رونق گسترده ای یافت. اوج تحول صنعت فلز کاری را می توان در دوره سلجوقیان مشاهده نمود.

روشهای متداول ساخت و تزئین آثار فلزی عبارتند از:

الف)مشبک کاری ب)کنده کاری ج)ترصیع «استفاده از طلا و جواهر در آن» خ) برجسته کاری ح)چکش کاری چ)قلم زنی پ)تراشکاری ت)ریخته گری

رونق این صنعت در دوره اسلامی موجب احداث بازارهای تولیدی صنایع مسی گردید. صنعتگران قدیم در این بازارها اقدام به تولید و فروش مستقیم کالاهای خود می کردند و نیازهای بخشی از جامعه را از این راه تأمین می نمودند. عمدتاً صنعت مسگری در شهرهایی رونق بسیار داشت که این شهر ها در مسیر جاده های اصلی قرار داشت تا بتوانند علاوه بر تأمین نیازهای جامعه اقدام به صدور تولیدات مازاد خود به مناطق و دور نزدیک کنند. هدف از این بحث اشاره به بازار مسگران بناب و صنعت مسگری بناب می باشد، بازاری که در گذشته ای نه چندان دور دارای رونقی به مراتب بیشتر از عصر حاضر بود. در این بحث بیشتر به صورت حضوری و موردی با برخی از مسگران بناب که این صنعت را چون میراثی گرانبها آموخته اند گفتگو انجام گردیده تا گوشه ای از تاریخ مبهم این هنر ارزشمند آشکار گردد و عوامل رکود رونق این صنعت بیان گردد. به گفته بازاریان در چند دهه قبل حدود 50 مورد از دکان های این بازار به شغل مسگری اختصاص داشت. هنر مسگری اکثراً به صورت نسل به نسل انتقال می یافته است و در برخی مواردافرادی نیز این هنر را از استادان خبره عصر خود یاد می گرفته اند. اکثر مغازه ها دارای کوره های گداخت مس بوده اند که در حال حاضر چند مورد این نوع کوره ها باقیمانده است که به علت عدم کاربرد برچیده شده اند. از هنرمندان مسگر بناب از قدیم الایام تا عصر حاضر می توان به اشخاص زیر اشاره نمود که برخی از آنها هم اکنون در قید حیات می باشند: عبدالعلی خلیجی، رضا قلی دژبان، زین العابدین لطیفی، صادق جعفر پور، عاشیق اوغلی حاجی محمود، مشهدی ید الله مسگری، حاج عبّاس مسگری، میرزاقاسم، حاج محمود مسگری، برادران فعال پور، ابراهیم افروشته، حاج ابراهیم ، حاج قلی راکعی، حاج محمود شعیبی، حاج احمد شعیبی، حاج کریم اعرابی و دیگر افرادی که متأسفانه بدلیل فوت ایشان و تغییر مکان فرزندان ایشان نتوانستیم نامی از آنها در این مقاله ببریم.

از دست سازهای این هنرمندان چند نمونه در موزه عصر صفوی بناب و نیز ویترین برخی عطیقه فروشی ها مشاهده می شود که امید است تعدادی از این آثار با تشخیص مسئولین ذیربط  جهت نگهداری  در موزه بناب خریداری گردند. ظروف مطبخی موجود در مساجد بناب از جمله این آثار می باشند و نیز منازل بنابی ها مزین به این ظروف می باشند.

از اشیاء و ظروف مورد ساخت در بازار مسگران بناب می توان به موارد زیر اشاره نمود:

مجمعه، قابلمه ها، قازان، کف گیر، قاشق، تیان های رنگرزی، آفتابه لگن، نی قازان، انواع سینی، پایه استکان و فنجان ها و... بسیاری اشیائی که می توان از آنها نام برد که امید است در مبحثی گسترده تر موشکافانه مورد بررسی قرار گیرند.

ابزار آلات ساخت ظروف مسی:

قیچی های فولادی، چکشهای فولادی و چوبی، سندان های فلزی، زنجان ناری، مهراوی، چویورک، چاسامیخ، قولاخلی، آلات حکاکی و کنده کاری و دیگر ابزارآلات که در اکثر مغازه هاموجود می باشند و نسل های بعدی به علت عدم آشنایی با این ابزار ها چندان استفاده ای از آنها نمی نمایند و به کار ساخت اجناسی از جنس حلبی می نمایند که بازار مسگران را تبدیل به بازار حلبی سازان نموده است و تعداد معدودی با صنعت مسگری گذران زندگی می کنند. علاوه بر ساخت این ابزارهای کاربردی مسگری توسط برخی مسگران ماهر بنابی، از شهر زنجان نیز اقدام به خرید ابزارهای مسگری نیز می نموده اند.

اجناس تولید شده بیشتر به کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق، ترکیه، عراق و ...صادر می شده است و بیشترین توزیع و فروش در خود منطقه بوده ودرشهرها و مناطق همجوار چون شهرهای هشترود، مراغه، تکاب، شاهین دژ، میاندوآب، نقده، منطقه قراداغ نیز توزیع و فروش می یافته اند.

علل و عوامل رکود صنعت مسگری از زبان بازاریان:

1 -گرانی ورقهای مسی برای برش و کار بر روی آنها

2 – واردات بی رویه ظروف و اشیاء پلاستیکی و آلومینیومی و حلبی و ارزانی آنها نسبت به تولیدات مسی

3 – پا به سن گذاشتن صنعتگران مسگر و فوت یکایک آنان

4 – عدم رغبت و علاقه نسل جدید به ادامه این صنعت

در پایان سخنان خویش بجاست مواردی را ذکر نماییم از جمله آشنا نمودن بازاریان بازار مسگران با این هنر و ترویج به شرکت در کلاسهای آموزش فنون مسگری در کارگاههای صنایع دستی و ترغیب و تشویق مردم به خرید ظروف و اشیائ مسی با توجه به توصیه های پزشکان مبنی بر خرید و استفاده از ظروف مسی.

'تهیه و تنظیم: حسن کاظم نژند کارشناس باستانشناسی – امیر تقی پور کارشناس حقوق  

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1391ساعت 11:46  توسط کاظم نژند  | 

نگاره های چوبی بناب و...

سرزمین آذربایجان در معماری ایران در رده نخست اهمیت جای دارد چرا که سه شیوه ی معماری ایران (آذری، اصفهانی و پارسی) از آنجا سرچشمه و به سراسر کشور رسیده است. در شیوه پارسی، هنگامی که قوم آریایی کوه های آران را پشت سر می گذاشتند تا به جنوب سرزمین ایران رهسپار و ماندگار شوند سر راه خود ستاوند چوبین و شبستان و... آذربایجان را پسندیدند و چون ارمغانی، نخست به سرزمین انشان و سپس به سرزمین پارس بردند... از آغاز شاهنشاهی ایران تا پایان روزگار هخامنشیان(وحتی اندکی پس از آن) برای ساختن کاخها و کوشکها بکار گرفته می شد.(1)

ص206، سبک شناسی معماری ایرانی، مؤلف شادروان دکتر محمد کریم پیرنیا، نشر سروش دانش، بهار 1387

...بار دومی که آذربایجان پدید آورنده شیوه ای نو در معماری ایران شد و ... روشهایی که از روزگاران کهن، بومی آذربایجان شده بود شیوه معماری پدید آمد که به درستی «شیوه آذری» نام گرفت و... همان گونه که پارسیان هخامنشی در سر راه خود به جنوب، ستاوندهای آذربایجان را دیده بودند

و آن را در معماری خود بکاربردند، شگفت است که شاهان صفوی نیز ستاوندهای بناب و مراغه را به اصفهان بردند و در جلوی کاخهای تازه ساخت خود همانند چهلستون(20 ستونی) و عالی قاپی نهادند، روشن است که افزودن این ستاوندها به کاخهای اصفهان شکوه ویژه ای داده است.(2)همان، ص 207 – ص206

اساساً سرزمین دیرسال ایران با سابقه ای طولانی و درخشان در هنرهای گوناگون ، سهمی بزرگ در توسعه و تکامل معماری جهان دارد. بررسیها و کاوشهای باستانشناسی سابقه معماری ایران را به چندین هزاره پیش از میلاد می رساند که دارای ویژگیهای منحصر بفردی است.(3) ص9 مقدمه کتاب نگاره های چوبی مساجد آذربایجان شرقی، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی، چاپ بهار 1389

چون در فهرست نگاره های چوبی تنها مسجد مهرآباد بناب است که کتیبه سنگی موجود در آن به صراحت به تاریخ ساخت و بانی بنا اشاره دارد و از این نکته نظر از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ در مجموع چهار کتیبه سنگی در دیوار های شمالی شبستان و دیوار شرقی مسجد نصب شده اند بطور مختصر اشاره گردیده و علاقمندان را به بازدید و یا اقدام به تهیه کتب مربوطه دعوت نموده است.

ترجمه یکی از کتیبه ها:

«این مسجد مبارک در ایام دولت سلطان عادل و مرشد کامل، سلطان بن سلطان، ابی المظفر شاه طهماسب صفوی حسینی بهادرخان به اشاره عالی بی بی جان خانم، دختر منصور بیگ در ماههای سال 951 ه.ق بنا نهاده شده است».

در فهرست کتاب نگاره های چوبی مساجد

1 – مهرآباد 2 – مسجد ایزوئیش 3 – مسجد میدان گزاوئیش 4 – مسجد قرمز 5 – مسجد گونیلی لر 6 – مسجد کبود(گؤی مسجید) 7 – مسجد اسماعیل بیگ 8- مسجد زرگران بطور مفصل و مجمل توضیحات لازم داده شده است انسان را به این فکر وا می دارد که نیاکان ما این مساجد را از جان و دل، با هر آنچه داشته اند به نیکوترین وجه ساخته اند. معماری که مسجد را ساخته و نقاش گمنامی که آن را آراسته، نفس خود را بیرون صاحت مسجد گذاشته و به آبادانی آن پرداخته است. ساختن مسجد مردمی ، عملی عبادی بوده و معمار و نجار و نقاش در حین آباد کردن و آراستن آن، نفس خود را می پیراسته است. در می یابیم، از صدق و صفای سازندگان آنها بر می آید. این مساجد را مردم بی حمایت اایران و اعیان برآورده اند. همان معماران و نجارانی که خانه های مردم را می ساخته اند و به مقرنس های ساده و زیور های چوبی آراسته اند، نقاشان محلی همه هنر خود را در زینت کردن سقف آنها به کار بسته اند، خوشنویسان محلی از کار و اوراد مقدس را برآنها نگاشته و آنها را متبرّک کرده اند و مردم بهترین قالیهای خود را در آن گسترده اند این چنین است که مسجد مانند نیار خود کعبه هم خانه خدا می شود و هم خانه مردم. خلاصه اینکه نیاکان و بزرگان آثار گرانبهایی از هزاران سال پیش برای ما به یادگار گذاشته اند.

به این امر مهم ارج نهیم و در حفظ و حراست این میراث از جان و دل بکوشیم تاجایی که مقدور و ممکن است به جایگاه اصلی خود برسانیم و شاهد نابودی یکی پس از دیگری این آثار نباشیم. به طور مثال به تعمیر و مرمت و بازسازی و تخریب مساجد:

 مسجدحافظ در سال 1390 تخریب گردید

جامع روشت بزرگ – اولاد ذکور (حافظ) – گونیلی لر(محله جارچیللار) – حاج عبدالله (حاجی رضا) در تبریز کوچه سی – آقا سلیم (خیابان شمس تبریزی – صدیقی (آقا محمد سابق) – خرمن کوچه  - صلاح بیگ (قوم کوچه) – میرغفور (جنب سرای ممقانی پاساژ الغدیر کنونی) – جامع قره چوبوق  - حاجی بیگلر(قوم کوچه) – شیخ مناف (آشاغی کوچه) – صحرا (سوپیقان) – امامزاده بابامسلم (باباشمل سابق در قره چوبوق) – امامزاده سید حمزه (ایزوئیش) .

می طلبد برای پیشگیری از حوادث این چنینی متولی یا متولیانی وجود داشته باشد.

منبع مطلب: شماره 212 نشریه مهر بناب

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 20:20  توسط کاظم نژند  | 

مفاخر بناب

جمع آوری و تنظیم:

 حسن کاظم نژند اصل

کارشناسی باستانشناسی

محمد بن محمدعلي بنابي

محمد بن محمدعلي بنابي توانسته است کتاب الاربعون حدیثا را بهمراه شيخ بهائي، محمد بن حسين،( ۹۵۳-۱۰۳۱ق) در سال 995 هجری قمری تألیف نموده است. وضعيت نسخه: کامل -  آغاز: بسمله، ان احسن حديث تحلي اللسان بجواهر حقايقه و خير خبر تجلي الانسان في زواهر حدائقه حمدالله سبحانه علي نعمه انجام: و ههنا اقطع الکلام شاکرا لله علي توفيقه للاتمام... و الحمدلله اولا و آخرا و باطنا و ظاهرا -  تاريخ کتابت: سال ۱۲۵۳- قرن ۱۳ هجري قمري - نوع خط: نستعليق - تعداد سطرها: ۱۷ -  نوع کاغذ: فرنگي  - رنگ کاغذ: شکري -  آهارمهره تعداد و اندازه اوراق: ۱۷۵ - طول: ۱۸، عرض: ۳/۱۰  - ساير تزيينات: در اوايل نسخه بعضي عناوين به سرخي کتابت شده‌اند  - نوع جلد: تيماج مشکي -  تزيينات: با ترنج و سرترنج ضربي -  يادداشت(هاي) نسخه: اين نسخه به طور عاريه از مالک آن ملا محمد بنابي نزد عبدالله بن کاظم موسوي بوده و در تاريخ ۱۸ رجب ۱۲۲۱ق حاجي ملا رفيع امام جمعه بناب به شخصي هديه نموده است  - روش تهيه نسخه : اهدايي - اهداکننده: مقام معظم رهبري -- تاريخ اهدا:ماه مهر- سال ۱۳۸۶-  قرن ۱۴ هجري شمسي  - ملاحظات: کتابشناسي: شامل ۴۰ حديث در سنن و آداب است که هر يک را به طور مفصل شرح داده و در دوشنبه ۲۳ صفر ۹۹۵ق در اصفهان به پايان رسانيده است. اين کتاب از هنگام تاليف تا کنون مورد توجه دانشمندان بوده و بر آن شرح و حواشي زيادي نگاشته و بارها به چاپ رسيده است  شناسه کتاب :   oai:aqlibrary.org/65578

منابع: فهرست کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي ۲۶/۴۳ و ۴۲

منبع مطلب: شماره 212 نشریه مهر بناب

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 20:16  توسط کاظم نژند  | 


جمع آوری و تنظیم :

حسن کاظم نژند اصل

کارشناسی باستانشناسی

میراسماعیل بن سید نجف بنابی

میراسماعیل بن سیدنجف بنابی کتاب کشف المکنون فی شرح المجنون(:شرح مجنون عامری) رادر سال ۱۲۵۸ق. ه.ق  تألیف  و کتابت نموده است. متن کتاب از: قیس بن ملوح العقیلی الشهیر به مجنون‌العامریه است که به زبان عربی نوشته شده است . مشخصات ظاهري : ۴۵ برگ (گ۲۵ر- ۴۵) ، ۱۹ سطر،اندازه سطور:۹۵×۱۴۵؛ قطع: ۱۶۰×۲۱۰  آغاز ، انجام ، انجامه : آغاز:افتاده: و تهجع ای تنام مطلقا والالف تهجعین لاطلاق و هو صیغة المخاطبة الواحدة علی وزن تفعلین [خط خوردگی]... و الشکاة بالکسر الشکایة و قوله اقول المفارقتک و مفارقة شبیهک
انجام:ارادوا لیخفوا قبرها عن محبها / و طیب تراب القبر دل علی القبر والضمیر مستتر فی ارادوا راجع الی الحی و الضمیر فی قبرها الی لیلی ...[ محو شده و ناخوانا]... قد تم ... الشرح بعون الملک الایات... علی ید کاتبه و مصنفه سید اسمعیل بن سید نجف بنابی اللهم اغفر ... الف الثاء و التحیة الف و مأتان و ثمانیة و خمسون ۱۲۵۸

نوع و درجه خط:نسخ می باشد
نوع کاغذ: فرنگی نخودی
تزئینات متن:کلمه « قوله»  و خط کشی بالای برخی عبارات به شنگرف
نوع و تز ئینات جلد کتاب : تیماج تک لایی فرسوده مشکی ، اندرون کاغذ سبز

 ‏خصوصيات سند موجود :

حواشی اوراق:دارای نشان تصحیح <صحح> به نظر میرسد مصحح داخل متن دست برده است و بخشی از متن خط خوردگی دارد و نونویس است.
یادداشت های مربوط به نسخه : برگ ۴۴: دارای اشعار عربی تحت عنوان < مدح الفرزدق فی سآن علی بن الحسین> و اشعار عربی متفرقه دیگر . ؛ برگ ۴۵ر: دستور طبی ادویه دارویی < بجهة خوب شده آواز > و < از برای گشادن آواز> ؛ برگ ۴۵پ: مطلبی تحت عنوان: < نقل عن الشیخ بهاء الدین ان جمیع احادیث الکافی ست عشر الفا و مائة و تسع و تسعون ...> ، چند بیت شعر عربی در باره نساء ، تاریخ روز دوشنبه محرم ۱۲۷۲ .
امتیاز:خط مولف و کمیاب

 ‏توضیحات سند  : نسخه بررسی شده .دارای آثار لک و رطوبت ،خط خودگی و پاشیدگی مرکب ، گسستگی بخشی از اوراق از شیرازه و جلد.

 ‏معرفی سند :  شرحی است ناقص با عناوین< قوله - قوله > بر دیوان مجنون عامری که نیمی از نسخه افتادگی دارد . در تطبیق با نسخه ۳۲۱۲۷-۵ در همین فهرست، نسخه حاضر با ۱۱ برگ انجام نسخه تطبیقی ، مطابقت دارد.در برخی منابع دیده شده نامی از این کتاب نیامده است.

‏موضوع کتاب  : شعر عاشقانه عربی --  تاریخ و نقد
شعر عربی--قرن۱ق.-- تاریخ و نقد
نثر عربی -- متون قدیمی تا قرن ۱۴

شماره بازیابی : ۵-۱۸۲۳۴

منبع: سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران

نشریه مهر بناب، شماره 211

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 11:39  توسط کاظم نژند  | 

جمع آوری و تنظیم:

حسن کاظم نژند

 کارشناسی باستانشناسی

خطاطان بنام بناب

در ادامه مطالب قبلی به معرفی چند خطاط صاحب نام دیگر بناب می پردازم. در ابتدای سخن خویش ذکر این نکته را بجا می دانم که ذکر کنم که به احتمال زیاد رشد و شکوفایی هنر خطاطی بناب در دوران صفویه به بعد شکوفا گردیده است و خطاطان بناب نیز در آغوش مکاتب خطاطی دوران صفویه پرورش یافته اند و این هنر را تا صد ها سال ادامه داده و تا دوره قاجاریه ادامه داده اند و شخصی چون ملامحمد بن عباس بک بنابی درزمان حکومت محمد شاه قاجار از نسخه نویسان معروف این عصر بوده که توانسته است تمام 6 جلد مثنوی مولانا جلال الدین بلخی رومی را به خط نسخ زیباکتابت نماید . صفحات کتاب دارای حاشیه هایی مزین به تزئینات اسلیمی مزهر می باشد و طلاکوبی شده است.

علی بن لطفعلی بنابی

این خطاط کتاب عوالم العلوم و المعارف نوشته شیخ عبد الله بن نورالله بحرانی را به تاریخ جمعه هشتم جمادی الثانی 1259 به خط نسخ کتابت نموده است. موضوع بحث این کتاب علم حدیث می باشد که به زبان عربی تألیف شده است. این کتاب هفدهمین کتاب در احوال امام حسین علیه السلام می باشد. عناوین و نشانیها شنگرف، جلد مقوائی عطف تیماج قرمز. کد دستیابی کتاب: 5320 می باشد که در کتابخانه بزرگ حضرت آیت الله مرعشی نجفی نگهداری می شود.

سيد اسماعيل بنابي

این خطاط از مشاهیر خطاطی عصر قاجار می باشد که توانسته کتب زیادی را مورد کتابت نماید. از جمله کتبی که این خطاط بنام کتابت نموده است بدین قرار می باشند:

1 - کتاب «محرم نامه» که مؤلف آن معلوم نمی باشد را به سال 1260 ه.ق به خطوط نسخ و نستعلیق کتابت نموده است. موضوع کتاب: نجوم

2 -  کتاب  الفتحیه فی الاعمال الحبیبیه نوشته بدرالدین محمد بن محمد بن احمد سبط الماردینی(ق9) را به سال 1260 ه.ق به خطوط نسخ و نستعلیق کتابت نموده است. موضوع کتاب: رمل

3 – کتاب الاسطرلاب نوشته عبدالرحمن بن السعید الحسنی الجزری را به سال 1260 ه.ق. به خطوط نسخ و نستعلیق کتابت نموده اسات. موضوع کتاب: اسطرلاب

4 – کتاب شرح الملخص نوشته موسی بن محمد بن محمود مشهور به قاضی زاده رومی(815 ه.ق) را به سال 1260 ه.ق به خطوط نسخ و نستعلیق کتابت نموده است. موضوع کتاب: هیئت

5 – کتاب الواحد لایصدر عنه الاالواحد نوشته ملا رجبعلی تبریزی (1080 ه.ق) را به سال 1260 ه.ق به خطوط نسخ و نستعلیق کتابت نموده است. موضوع کتاب: فلسفه

6 – کتاب معرفت تقویم نوشته نظام الدین عبدالقادر بن حسن رویانی لاهیجی(9 ه.ق) را به سال 1260 ه.ق به خطوط نسخ و نستعلیق کتابت نموده است. موضوع کتاب: تقویم

7 – کتابالصفيحة نوشته شيخ بهاءالدين محمد بن الحسين عاملي ( ه.ق۱۰۳۰) را به سال 1260 ه.ق به خطوط نسخ و نستعلیق کتابت نموده است. موضوع کتاب: اسطرلاب

منبع: نشریه مهربناب، شماره 211

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 11:37  توسط کاظم نژند  | 

بررسی  چند ناحیه باستانی بناب

سوبی(سوبیقان)

دیاکونوف در بخش تعلیقات و حواشی (تاریخ ماد) ضمن اشاره به سرزمین (سوبی)، آنرا در زبان مردم« اورارتو» به معنای کشور(ماننا) آورده به این مفهوم که ساکنان اورارتو بدان (سوبی) می گفتند.

مطالعه و بررسی تاریخ آذربایجان به ویژه تمدنهای گم شده آن معلوم می دارد که ایشان از خاستگاه این دولت که ظاهراً با ناحیه (بناجو) امروزی مطابقت داشته و در پرتو طبیعت مساعد یعنی دشتهای پهناور، خاکهای حاصلخیز، سواحل سرسبز و شبکه آبهای غنی(1) که به ((2) سوبی قان) معروف بوده.

1 – رودخانه سوفی= رودخانه سوبی = صوفی که از کوههای سهند سرچشمه می گیرد.

گفتنی است که از دیرباز آوازه اسبان اصیل، تاکستانهای بزرگ، پالیزهای پربار و مرغزارهای انبوه آن شهرت خاص داشته و سرسبزی خاک و کثرت نعمتش همواره موجب رشک ملک ری بوده است. با این وصف جای شک نخواهد بود که اگر بگوییم واژه (سوبی) مخفف(سوبی قان) نام کهن ولایت بناجو است که سارگن در آن فرود آمد و از اسبان معروف، انبارهای غله و آذوقه فراوان آن در فتوحاتش سود برد. ساردوری دوم(30 – 764 ق.م)، هنگام تسخیر ناحیه سوبی واقع در کرانه شرقی دریاچه اورمیه که پیش از آن به ماننا تعلق داشته، ساخته شده بوده است تصرف و با خاک یکسان می گردد.

ماننا قدیمی ترین دولت معتبری است که در اراضی آذربایجان تشکیل گردیده و پژوهندگان سعی در تعیین حدود نسبی قلمرو کرده اند. به سال 829 ق.م از مقاومت او آلکی، فرمانروای ماننا در برابر نیروهای آشوری سخن رفته است. برای آنکه تصوری از کثرت لشکرکشی های آشوریان به ماننا را داشته باشیم، کافی است یاد آور شویم که بنابه اسناد موجود ... دست کم 14 بار به این سرزمین یورش آورده اند. بدیهی است که این یورش ها حاصلی جزغارت، اسارت و ویرانی نداشته اند. در میان صدها اسیری که از ماننا گرفته می شدند و اکثر آنها به برده تبدیل می گردیدند. صدها پیشه ور ماهر نیز وجود داشتند که در امور ساختمانی و تزئینی نینوا به کار واداشته می شدند.

کوت کندی(شهر کوت): این محله در جنوب غربی شهر بناب قرار گرفته. در هزاره سوم و دوم و اول قبل از میلاد همه ی اورارتوئیان و مردم ماننا و ماد را «کوتی» می نامیدند.

در این محله قدیمی چندین مسجد تاریخی  دیب صحرا، اورتاصحرا، قیرمیز مچید و قوشامچیدلر و حاج آقا محمد(صدیقی) و کاروانسراهای متعدد و بازارهای زرگران، مسگران، درودگران و صنعتگران سفالگری (تنگه کوچه و کوزه چیلر) از جنب رودخانه سوبی (صوفی چای) و... تا به مرکز شهر امتداد داشته.

مساجد صحرا گویای این حقیقت تاریخی اند که در گذشته شهر بناب مورد تاخت و تاز متعدد چون بالباسها، شیخ عبیداله، روسها و... قرار گرفته و گوشه ای از این شهر تاریخی و باستانی ویران شده و مساجد در بین صحرا در ضلع جنوبی شهر مانده و به علت علاقه شدید شهروندان به طرق مختلف از خرابی و ویرانی مساجد جلوگیری به عمل آورده نسبت به تعمیر و مرمت آنها همت گمارده اند. متأسفانه در گذشت زمان نه تنها مساجد صحرا بلکه مساجد قیرمیز، آقامحمد، گونئی لیلر و قوشا مچید لر مورد تعمیر و مرمت غیر اصولی و غیر کارشناسی قرار گرفته اند و تنها مسجد زرگران باهمکاری مردم و مسئولین توانسته معماری قدیم خودرا حفظ کند و مسجد قرمز نیز نیاز به مرمت و تعمیر به شکل قبلی خود می باشد تا بتواند به عنوان یکی از زیباترین مساجد دوران صفویه بناب جلوه نمائی بکند.

کوته مهر وارث کهن از تمدن کوتی

دهکده ی قدیمی (کوتمهر) واقع در سه کیلومتری جنوب شهربناب و شرق دشت (سوپی قان) با مظاهری از تمدن شش هزار ساله، هنوز هنوز مهر درخشان چنین نامی را در آسمان آبیش پاس می دارد. لذا شایسته ی آن است که مدعی وارث چنین شهر و تمدنی باشد. ا.م. دیاکونوف در تاریخ ماد چنین اشاره به سکونت قوم کوتی و لولوبی در جنوب و شرق کرانه دریاچه اورمیه برای اولین بار از زبان آنها سخن رانده و ... نام کنونی (کوتمهر) بازمانده همان شهر (کوته) عصر «آنوبانی نی» بوده که بعدها پسوند (مهر) بنا به اقتضای زمان یعنی تغییر نام این سرزمین به (مهری) که بعدها جانشین این تمدن شده بود بر آن اضافه شده است.

نشریه مهر بناب

منابع:

1 – آذربایجان در سیر تاریخ ایران، رحیم رئیس نیا

2 – نگاهی به واژه های اساطیری آذربایجان، صمد چایلی

سیمای بناب، تألیف حسین بابک

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1391ساعت 13:42  توسط کاظم نژند  | 

جمع آوری و تنظیم: حسن کاظم نژند

کارشناس باستانشناسی

خطاطان بنام بناب

سابقه هنر خطاطی در بناب زیاد برای ما آشنا نیست و همین قدر برای ما روشن است که پرده های سقف مساجد تاریخی صفویه بناب با آیات قرآنی به خط نسخ خطاطی شده اند  و این خود اشاره ای است از هنر خطاطی بناب در عصر صفویه. اما بدلیل منابع کم در مورد هنر خطاطی بناب بذکر چند نفر از خطاطان  بناب در عصر صفویه و قرون بعد می پردازیم. امید است این مطالب اندک در مورد خطاطان بناب زمینه برای تحقیقات بیشتر و آشکار نمودن گوشه های پنهان از تاریخ هنر خطاطی بناب را بدنبال داشته باشد.

حسن بن اسکندر طبیب بنابی:

این خطاط توانسته است دو کتاب ارزشمند کشف اللغات میر ابوالقاسم فندرسکی و جوک باشست پندت کشمیری آنندن: مترجم نظام الدین پادبیتی را در سال 1098 ه.ق خطاطی نماید. وی هر دو این کتابها را به خط نستعلیق کتابت نموده است. موضوع کتاب کشف اللغات میر ابوالقاسم فندرسکی فرهنگ لغات می باشد و نیز موضوع کتاب جوک باشست پندت کشمیری آنندن عرفان هندی می باشد. هر دو این کتابها در کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی نگهداری می شوند و شناسه بازیابی کتاب کشف اللغات  2 / 4757(309پ 319 ر) است و نیز شناسه بازیابی کتاب جوک باشست 1 / 4757 (1 ب 308) می باشد.

ابن اللهیار بنابی

ابن اللهیار بنابی کتاب شرایع الاسلام تألیف محقق حلی جعفر بن حسین بن یحیی بن سعید را به خط نستعلیق در محرم سال 1230 ه .ق کتابت نموده است. کتاب شرایع الاسلام، ازمشهورترین تالیفات محقق حلی و شاید مشهور ترین کتاب فقه شیعه است. در این کتاب مطالب و موضوعات فقه، در 4 باب مجزا، با عناوین 1- عبادت، 2- عقود 3- ایقاعات 4- احکام، تقسیم شده است. این کتاب هم اکنون در کتابخانه مدرسه فیضیه شهر قم به شماره کتاب 140 نگهداری می شود.

ملامحمد بن عباس بک بنابی

ملامحمد بن عباس بک بنابی کتاب مثنوی معنوی جلال الدین محمد بلخی رومی تألیف به سال 672 ه.ق را در سال 1255 ه.ق به خط نسخ زیبا کتابت نموده است. مثنوی معنوی یکی از نام دار ترین کتاب‌های مولوی است که از شش دفتر (بخش ( تشکیل شده است. این کتاب شعر به صورت مثنوی است. مهمترين اثر منظوم مولوى مثنوى شريف است . در اين منظومهٔ طولانى که آن را به‌حق بايد يکى از بهترين زادگان انديشهٔ بشرى دانست، مولوى مسائل مهم عرفانى و دينى و اخلاقى را مطرح کرده و هنگام توضيح به ايراد آيه‌ ها و حديث‌ ها وداستان ها مبادرت جسته است. مثنوی دست نویس ملامحمد بن عباس بک بنابی هم اکنون در کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی به شناسه بازیابی 125 فیروز و شماره مدرک کتابخانه مجلس : ایران 9186 نگهداری می شود.

حسین بنابی

حسین بنابی کتاب ترجمه طب کیمیاوی را به خط نستعلیق در سال 1263 ه .ق کتابت نموده است. از تزئینات موجود کتاب: تزئینات متن:عناوین به مشکی درشت یا نانویس. تزئینات جلد: تیماج مشکی بدون مقوا. یادداشت مربوط به نسخه:بین رساله‌ها برگ‌های سفید گذاشته شده است،يادداشتهاي مربوط به نمايه ها، چکيده ها و منابع اثر :ماخذ فهرست: جلد ۲۰، صفحه ۳۷۱-۳۷۲. نک: فهرستواره، ۵/ ۳۵۵۰-۳۵۵۱.يادداشتهاي مربوط به خلاصه يا چکيده:همان است که در ۳ جزء از براکلسوس مشهور است و نسخه عربی آن در همین فهرست به شماره ۱/ ۶۶۴۱ معرفی شده است.صحافي شده با:القانون/ شیخ‌الرئیس حسین بن عبدالله ابن سینا867928. این کتاب با موضوع پزشکی تألیف گردیده است. شناسه بازیابی کتاب:۶۹۶۵/۳شماره مدرک کتابخانه مجلس:ایران‏۱۰-۷۸۸۴ می باشد.

 منبع: شماره 210 نشریه مهر بناب - یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 - سال دهم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1391ساعت 14:20  توسط کاظم نژند  | 

کرونولوژی امپراطوری آشور جدید

ترجمه و تنظیم:  حسن کاظم نژند اصل

کارشناسی باستانشناسی

1 - آشور در اوایل عصر آهن

الف – توکولتی - نینورتا اول (1208 – 1244 ق.م)

ب – تیقلات  - پیله سر اول (1077 – 1115 ق.م)

2 درخشش آشور در قرن  9 ق.م

الف – آداد – نیراری دوم (891 – 911)

ب – توکولتی – نینورتا دوم (884 – 890)

ج – آشور ناسیرپال دوم (859 – 883)

1 – ساخت هولناک ترین ابزار جنگی

2 – غلبه بر ایالات آرامیان در غرب؛ رسیدن به دریای مدیترانه

3 – ساخت مرکز جنگی جدید آشوریان، کالهو( کالاه در جن 10)، نمرود مدرن

د – شالمانسر سوم (824 – 858)

1 – ادامه لشکرکشیهای سالانه پدرش در همه مسیرها

2 – نبرد قانقار 853 ق.م (CBA MAP 127)

الف – متحد نمودن شاهان  سوریه و فلسطین

ب – اشارات اسناد آشوری به ائتلاف آهاب ، هاداد – ایدری( هاداد – ایزر، احتمالاً بن هاداد)

ج – توقف موقت پیشروی آشوریان در شمال آشور

د – ذکر نشده در بابل، بجز اشاره در1 22:1 ki

3 – لشکرکشیهایی به فلسطین در 841 ق.م ( CBA، MAP 132)

ه – ضعف نسبی به مدت 80 سال

1 – ایجاد شورشهای داخلی توسط یکی از پسران شالمانسر؛ وجود مشکلات با پادشاهی اورارتو در شمال

2 – شامشی – آداد پنجم (811 – 823)، پسر شالمانسر سوم، سرکوب شورشها توسط برادرش

3 – شهبانو سام مورامات (شناخته شده به نام سمیرامیس  1 قرن قبل ازمیلاد مولف دیودوروس سیکولوس) مدت حکومت 4 سال

4 – آداد نیراری سوم(783 – 810) لشکرکشی به داماسکوس

5 – وجود شاهان ضعیف برای نیمه اول قرن 8 ق.م

3 - امپراطوری آشوریان  (قرون 7 8 قبل از میلاد)

الف تیقلات پیله سر سوم (727 745 ق.م)

1 تصرف تخت بعد از یک شورش؛ ایجاد اصلاحات وسیع اداری؛ سازماندهی نظامی

2 موسس واقعی امپراطوری آشوریان

3 3 مرحله سیاست برای در دست گرفتن کشور

الف- به طور ارادی مطیع و تابع حکمرانان محلی

ب- پیروزی با زور، دنبال کردن تحمیل خراج

ج- برای نواحی سرکش: برای نواحی سرکش: یکسان سازی همچون ایالات آشوری در زیر فرمانروایی امر داده شده؛ کوچاندن جمعیت

4 توسعه در همه جوانب، خصوصاً در غرب

5 جنگ سیرو- افراایمیت برطبق کتاب مقدّس؛

ب شالمانسر پنجم (722 726)

1 شورش هوشه از فلسطین، محاصره سامرا

2 گرفتن سامرا، برطبق کتاب مقدس، مهاجرت جمعیت( 2 ki 16: 3 – 6 )

امپراطوری آشور جدید

ج سارگون دوم(708 721) : تأسیس سلسله سارگونی که تا اواخر 609 ق.م طول کشید

1   سابقه نامشخص : پسر تیگلات پیله سر یا اوسور پر؟

2 ادعاهایی مبنی بر گرفتن سامرا و مهاجرت دادن 27290 نفر (TANE ,195 )

الف شاید شالمانسرپنجم شهر را گرفته است، سارگون دوم این پیروزی را نسبت به خویش ادعا می کند، مهاجرت جمعیت؟

ب شاید پیروزی سارگون در سامرا یک لشکرکشی بعدی بود( 720، هنگامی که با قذا سرو کار داشت)

3 مجبور به سرکوب نمودن طغیانهای سراسر محدوده اش (CBA, map 149 )

الف شهر بابل قدیم به طور خلاصه مستقل بود زیر نظر مردوک بالادان

ب سرکوب طغیانهای قذا در 720 ( TANE,195-96:   شاید سامرا نیز گرفتار این تاخت و تاز بود)

ج آشدود طغیان نمود، نابودی در 712(TANE,196)؛ اخطار دادن هزکیا از جودا نسبت به عدم اتحاد(Isa20)

4- ساخت پایتخت جدید، دور شارروکین( دژ سارگون)، خورس آباد کنونی

5 کشته شدن در جنگ، 705

د سناکریب (681 704)

1 پسر جوان سارگون: مواجهه با شورشهای بزرگ در بابل قدیم (بعد از مرگ سارگون)، خاور دور

2 -  شورش بابل زیر نظر مردوک بالادان(Isa39) او این کشکمکش ها را به مدت چند سال ادامه داد

3 رهبر شورشها در غرب هزکیا از جودا بود، شامل سیدون، آشکلون و اکرون

الف شورشهای دیگر در آسکلون، اکران( آنها شاه خویش را عزل نمودند)، سیدون

ب شورشهایی نیز از مصر رسید

ج حمله سناکریب در 701 ق.م (TANE, 199 – 201; 2 Ki 18 – 19 ; isa 36 – 37 )

4 ساخت پایتخت جدید در نینوا، نبی یونس کنونی& کویونجیک، در تیقریس؛ و یک کاخ بی نظیر

5 شورش بابل قدیم دوباره در 689؛ سناکریب در عوض پایتخت فرهنگی را تخریب نمود

6 سناکریب کشته شد توسط پسرش در یک معبد هنگام دعا به سال 691

 ل اسارحادون(669 680)

1 پسر سناکریب، سرکوب شورشها و یازپس گیری تخت

2 جبران نمودن گناهان پدر با بازسازی دوباره بابل

3 671 ق.م : اسارحادون مصر را تسخیر نمود با گرفتن ممفیس؛ فرعون حبشه تارهارقا به جنوب فرار کرد

4 بازگشت تارهارقا، شورش مصر، مریضی اسارحادون و مرگ در مسیر بازپس گیری مصر

(669)

ف آشوربانیپال (627 668)

1 آخرین پادشاه بزرگ آشور، فرمانروایی بر امپراطوری عظیم

2 برادرش، شاماش شوم اوکین حاکم بابل شد

3 شورش در مصر منجر به یغمابردن تبس در سال 664 شد

4 تخریب نیروی نظامی بین النهرین، ایلام

5 ساخت کاخی جدید در نینوا

الف – بیشترین هنر آشوریان در حجاری نقوش برجسته بود؛ بیشتر شامل صحنه های شکار شیر

ب – کتابخانه شامل آثار بزرگی از ادبیات بین النهرین؛ به مانند افسانه قیل قمیش

6 – 639: پایان تاریخ نویسی؛ پایان عمر امپراطوری

7 – به هنگام مرگ وی در 627، رخ دادن شورشهای گسترده، مستقل شدن بابل به صورت شایسته

assyria ashurbanipal hunting lions 630

4 - درخشش بابل

الف در دست گرفتن تخت در بابل به دست نابو پولاسر در سال 626؛ جنگ بین بابل و آشور

1 614 : مادیها پایتخت مذهبی آشور را گرفتند

2 612: غارت نینوا پایتخت نظامی (ناهوم)

ب بابل ، مصر

1 بابل جهت باز پس گیری کشوری که قبلا در تصرف آشور بود حرکت نمود

2 مصر دوباره تلاش نمود برتری خود را در خاورمیانه برقرار نماید

3 609 ق.م : نکو دوم رفت به سمت شمال سوریه تا با بابل مترقی در افتد

الف مصر در کنار نیروی نظامی قدیم آشور قرار گرفت تا با تهدید جدید در بابل در افتد

ب جوسیش از جودا کشته شد در مجیددو که سعی می نمود نکو را متوقف کند

(2 Ki 23:29-30; 2 Ch 35:20-27))

 ج بابل نیروی متحد آشوریان و مصریان را شکست داد، آشور تا بعد ازسال 609 دوام نیافت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 16:30  توسط کاظم نژند  | 

مطالب قدیمی‌تر